عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

286

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

سعد به من خبر داد از على بن ابى على و او از زبيد و او از علقمه نخعى كه گفت : چون ابن مسعود از كوفه خارج مىشد ، يارانش گرد وى آمدند و او از آنان خداحافظى مىكرد و مىگفت : در قرآن با هم نزاع نكنيد ، چون اختلاف بردار نيست و از بين نمىرود و به ردّ آن دچار تغيير نمىشود ، شريعت اسلام و حدود و فريضه‌هاى آن يكى است و اگر چيزى از دو حرف از چيزى ديگر نهى كند ، ديگرى به آن فرمان مىدهد و اين اختلاف است ، امّا قرآن جامع همهء اينهاست و چيزى از شريعت اسلام و حدود و فريضه‌ها در آن با هم اختلاف ندارند در نزد پيامبر ( ص ) خود را مىديديم كه دچار اختلاف بوديم ولى پيامبر ( ص ) به ما فرمان مىداد تا نزد او قرائت كنيم و به ما خبر مىداد كه همهء ما خوب قرائت مىكنيم . اگر مىدانستم كسى به آن چه كه خداوند بر پيامبر ( ص ) نازل كرده از من عالم‌تر است ، حتما از او طلب مىكردم تا علم او به علم من بيفزايد . من از زبان رسول خدا هفتاد سوره را قرائت كردم و مىدانستم كه قرآن در هر ماه رمضان بر او عرضه مىشود تا سالى كه پيامبر ( ص ) در آن فوت كرد كه در آن قرآن دو بار بر او عرضه شد و چون از عرض قرآن فراغت مىيافت بر او قرائت مىكردم و به من مىگفت كه نيكو قرائت مىكنم . پس هر كس بر قرائت من قرائت كند ، نبايد از سر بىميلى آن را ترك كند و هر كس به يكى از اين حروف قرائت كند ، نبايد آن را ترك و از آن روى گرداند ، چون هر كس آيه‌اى را انكار كند ، همهء قرآن را انكار كرده است » . نقد اصطلاحى [ احاديث به ترتيب شماره ] 1 و 2 - اين دو حديث يك حديث ، با دو سند ضعيف هستند . زيرا سند اول به خاطر مجهول بودن راوى آن ( عمّن ذكره عن ابى الاحوص ) منقطع بوده و ضعيف است و ديگرى نيز به خاطر ( ابراهيم هجرى ) . شيخ شاكر جرحى دربارهء او ذكر نكرده است اما ابن ابى حاتم به نقل از ابن معين مىگويد : ابراهيم هجرى ( ليس بشىء ) همچنين مىگويد : از پدرم شنيدم كه مىگفت : ابراهيم هجرى ليس بقوىّ و ليّن الحديث است . ( ر . ك : الجرح و التعديل ، بخش اول از جلد اوّل ، ص 132 ، چاپ حيدر آباد ، 1942 ) ( 1 ) . استاد شاكر در شرح متن حديث مىگويد : « اوّل حديث ، به غير از عبارت پايانى آن يعنى « هر حرف حدّى دارد . . . صحيح و ثابت است » . من [ دكتر شاهين ] مىگويم : در روايات پيشين أبىّ تأكيدى بر صحت اين بخش از حديث كه بيانگر نزول قرآن بر هفت حرف است ، وجود دارد ، بنابر اين ضعف متن حديث متوجه عبارتهاى پايانى